سديد الدين محمد عوفى

311

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

خشم‌آلود « 1 » گشت و در خانه رفت و شمشير برون آورد و قصد اعرابى كرد . اعرابى شتر را « 2 » برانگيخت و از پيش وى بگريخت « 3 » . عمر رضى اللّه عنه به مسجد آمد و امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه « 4 » نشسته بود « 5 » ، حال با وى باز گفت كه « 6 » مردى را « 7 » سه روز مهمان داشتم و « 8 » به وقت رفتن مرا « 9 » چنين و چنين « 10 » گفت « 11 » . على گفت « 12 » : يا عمر ؛ آن مرد عظيم عاقل بوده است و دانا « 13 » ، و آن سخن‌ها را تأويل‌هاست « 14 » . آنكه گفت : از تو منت نمىدارم « 15 » يعنى سپاس از خداى مىدارم « 16 » . و آنكه « 17 » گفت : راه دارم ، يعنى راه هدى دارم . و آنكه گفت : خون‌ريزم يعنى خون كافران ريزم « 18 » . و اينكه گفت : فتنه « 19 » دوست مىدارم يعنى فرزندان خود دوست مىدارم « 20 » . و حق تعالى فرزند را فتنه خوانده است « 21 » قوله تعالى : أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ « 22 » و آنكه گفت : حق را دشمن مىدارم « 23 » ، مرگ حق است ، آن را دشمن مىدارد « 24 » و آنكه گفت : مردار مىخورم يعنى ماهى مىخورم « 25 » و آن در صورت مردار است « 26 » . و آنكه گفت : بر ناديده گواهى مىدهم يعنى خداى را جل جلاله ناديده‌ام و به وحدانيت او گواهى مىدهم « 27 » . و اين « 28 » كه گفت : از دوزخ نمىترسم و به « 29 » بهشت اوميد ندارم يعنى خوف من « 30 » از آفريدگار است

--> ( 1 ) مج : خشم‌آلوده ( 2 ) مپ 2 و مج - را ( 3 ) متن - و از پيش وى بگريخت ( 4 ) مج : على را در آنجا ( 5 ) مج : ديد ( 6 ) متن : و گفت ( 7 ) متن - را ( 8 ) مپ 2 - مردى را . . . . داشتم و ( 9 ) مپ 2 - مرا ( 10 ) مج - و چنين ( 11 ) مج + كه از تو منت نمىدارم ( 12 ) مج : امير المؤمنين على رضى اللّه عنه ( 13 ) مپ 2 : عظيم عاقل و دانا بوده است ، مج : عاقل بود - و دانا ( 14 ) مپ 2 + كه گفت ( 15 ) مپ 2 : ندارم ( 16 ) مج + كه ترا توفيق داد كه مرا مهمان داشتى و به حسن ضيافت من قيام نمودى ( 17 ) مج - آنكه ( 18 ) مج : يعنى گوسفند كشتم ( 19 ) مج + را ( 20 ) مچ : مراد از آن فرزندانند ( 21 ) مپ 2 : چنان كه حق تعالى فرموده است ( 22 ) مج - و حق تعالى فرزند . . . . . فتنه ( 23 ) مپ 2 و مج + يعنى ( 24 ) مپ 2 و مج : مىدارم ( 25 ) مج - يعنى ماهى مىخورم ( 26 ) مپ 2 - و انكه گفت مردار . . . . است ( 27 ) مپ 2 : يعنى به خداى عز و جل ناديده گواهى مىدهم ، مج - و انكه گفت بر ناديده . . . دهم ( 28 ) مپ 2 و مج : آن ( 29 ) مپ 2 : از ( 30 ) مپ 2 - من